در دنیای پر رمز و راز  کودکان، نقاشی دری به کشف استعدادهای نهفته است. کسانی که میتوانند  با خلق چیزهای تازه برای مشکلات راه حل هایی بوجود بیاورند و از کم ترین زمان بیشترین استفاده را ببرند، خوشحال ترین مردمند.

کودکی بهترین زمان برای رشد استعدادهای درونی است. یکی از عواملی که باعث شکوفایی استعداد درکودک میشود نقاشی است.

در نقاشی کودک میکوشد با رنگ آمیزی عواطف و احساسات خود را نشان دهد و با برجسته کردن رنگ قسمتی را که برایش اهمیت دارد به ما تفهیم میکند.

. در این مقاله روی صحبتمان با بزرگترها و مربیان است. نقاشی کودک نباید با نظارت بزرگسالان هدایت و رهبری شود زیرا کودک بطور ذاتی این آثار را خلق میکند و در تعامل با عوامل بیرونی نقاشی خود را ترسیم میکند بنابراین میتوان گفت کودکان به خودی خود دارای ذوق هنری میباشند و نباید از آنها درخواست کنیم مطابق نظر بزرگسالان نقاشی کنند.

بعنوان مربی نباید به کودک تکنیک بیاموزید زیرا نقاشی که میکشد متعلق به خودش نخواهد بود و علی رغم این که ممکن است طرح نهایی مورد تحسین قرار گیرد، آن نقاشی باز تولید است نه خلق یک اثر!

هرگز کوک را با رنگ محدود نکنید زیرا نمیتواند زبانی برای بیان عواطف و احساساتش ارایه دهد.

در میان فعالیت های مختلف فرهنگی هنری، نقاشی بسیار اهمیت دارد زیرا از روح کودک نشات میگیرد و فعالیت خود را با آن نشان میدهد.نقاشی راهی برای تخلیه روانی است و هرگونه تصحیح و آموزش آن را تخریب میکند. با اینکار راه خروجی احساسات کودک بسته  میشود و باعث انباشته شدن عواطف درونی او میشود.

کودک ابتدا بازی را شروع میکند و در ادامه آن شروع به خط خطی میکند و در آخر خط خطی شکل نقاشی را به خود میگیرد.

نقاشی تنها ابزار بازی نیست و با آن به بیان مسایل و مشکلاتش میپردازد. نقاشی نشان دهنده سیر تکامل کودک است و عملی غریزی است که در بوجود آمدن شخصیت کودک اثر دارد.

از بعد روانشناسی اگر خلاقیت به نوعی وارد زندگی شود و عادت گردد، مشکلات فرد را تا سطح وسیعی از میان میبرد که این زمینه از کودکی فراهم میشود و بهترین راه تقویت آن نقاشی است.

هنر به کودک این اجازه را میدهد تا تجربه های تازه بدست بیاورد که از هیچ منبع دیگری قادر به تامین عطش  این تجربه نیستند.همچنین این زمینه فراهم میشود تا با کسب تجربه های جدید احساسات خود را بشناسند و به شخصیت منحصر بفردی دست یابند.

امروزه متاسفانه "آموزش و پرورش" در این زمینه بسیار ناآگاهانه عمل میکند و اگر آموزش باشد پرورش بسیار ضعیف است که در نتیجه کودک از خلاقیت بهره ای نمیبرد و فردی مقلد بار میاید.

پرورش خلاقیت کودک به معنای بالفعل کردن توانایی ها و آماده کردن ذهن کودک بوسیله هنری مانند نقاشی است. در آموزش کودک باید دقت شود کلاس نقاشی هماهنگ شده با روانشناسی باشد که با هنر آشنا بوده و کودک را در جهت شکوفایی استعدادهایش یاری کند.

با این تفاسیر کلاس نقاشی کودکان باید با وسواس خاصی انتخاب شود تا ادامه راه پرورش خلاقیت آنها باشد.

 

 

 

 

 

 

 

نظر بدهید